حكيم ابوالقاسم فردوسى

414

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

رفتن به جنگ زرير برادر گشتاسپ دو هفته بر اين روزگار بگذشت و هر دَم آتش نبرد تيزتر گشت . پس زرير نبرده سوار بر اسپ بزرگ زرد رنگى به پيش آمد و بسان آتش و باد تيزى كه در گياه افتد ، به ميان لشگرگاه دشمن افتاد و پيوسته از ايشان بكشت و بر خاك افكند . هر كسى كه او را مىديد ، ديگر ياراى ايستادن در برابرش را نداشت . چون ارجاسپ دانست كه پسر شاه مىخواهد سپاهيان را تباه سازد ، با بانگ بلند به سپاه خويش گفت : خلّخ را بر باد خواهيد داد . دو هفته از اين كار بگذشته است و فرجام جنگ را نمىبينم . پهلوانان گشتاسپ‌شاه بسيارى از نامداران سپاه ما را تباه بكردند . اكنون نيز زرير برگزيده بسان گرگ خشمگين و شير درّنده بيآمد و همهء مردان و پهلوانان و تركان سرافراز مرا بكشت . پس بايد چاره‌اى بيانديشيد زيرا اگر زرير ، چندى اين چنين جنگ كند ، ديگر نه ارجاسپ « 1 » را بر جاى گذارد و نه خلّخ و نه چين . اينك در ميان شما سپاهيان ، كدامين مرد جوياى نام است تا مردوار به پيش خرامد و بدين گونه در گيتى پر آوازه گردد ؟ بدانيد كه هر كه از براى اين كار ، اسپ خود را از ميان سپاهيان بيرون آورد ، دخترم را به دو دهم و اختر خود را به او بسپارم « 2 » .

--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1194 ، بيت 575 اين بيت بدين گونه آمده : كه اين گر بدارد زمانى چنين * نه ارجاسپ ماند نه خلّخ نه چين ليك در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1527 مصرع دوم بيت مزبور بدين سان ضبط شده است : « نه آياس ماند نه خلّخ نه چين » ^ CENTER و در نسخهء مسكو نيز ج 6 ، ص 103 بجاى آياس « ايتاش » آمده است . در بعضى نسخ ديگر نيز به صورت « ياس » ضبط شده است . مراد از آياس به عقيدهء شهيدى مازندرانى ، همان آلان در شمال كوههاى قفقاز است . راهنماى نقشهء جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده آياس . ( 2 ) - در آبان يشت ، فقره 114 - 112 آمده است : « از براى من اى زرتشت اسپنتمان اين اردويسور ناهيد را بستاى ، كسى كه از براى او زرير بر پشت اسب ، جنگ كنان روبروى آب دائيتا صد اسب ، هزار گاو ، ده هزار گوسفند قربانى كرد . و از او درخواست اين كاميابى را به من بخش اى نيك اى تواناترين اى اردويسور ناهيد كه من به ديو يسنا هُوم َ يك َ ( كسى كه ) با چنگ گشوده در هشت خانه ( فضا ) بسر مىبرد ظفر يابم و به ارجاسپ دروغ‌پرست در ( ميدان ) جنگ گيتى . او را كامياب ساخت اردويسور ناهيد ، كسى كه هميشه خواستارى را كه زَور نثار كند و از ره راستين ، فديه آورد ، كامروا مىسازد » . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 289 287 . از سوى ديگر ديده مىشود كه انديرمان ( اندريمان ) نيز چنين درخواستى را از فرشتهء ناهيد داشته تا او را بر زرير و گشتاسپ چيره گرداند ، ليك درخواستش برآورده نمىشود . در اين باره در آبان يشت ، فقرات 118 - 115 چنين آمده است : « از براى من اى زرتشت اسپنتمان ، اين اردويسور ناهيد را بستاى ، كسى كه از براى او وندرمئينيش ( برادر ) ارجاسپ نزديك درياى فراخ‌كرت صد اسب ، هزار گاو ، ده هزار گوسفند قربانى كرد و از او درخواست اين كاميابى را به من بخش ، اى نيك ، اى تواناترين ، اى اردويسور ناهيد كه من به كيگشتاسپ و به زرير سوار جنگ جو ظفر يابم ، كه من ممالك آريايى براندازم ، پنجاه‌ها ، صدها ، صدها هزارها ، هزارها ده هزارها ، ده هزارها صدهزارها . او را كامياب نساخت اردويسور ناهيد . . . » . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 291 289 .